تبليغاتX
تمام نا تمام من با تو تمام میشود....!!!

TinyPic image
 
 

 

 

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی....
چرا ،
سراسیمه و مشتاق
سالها بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان،
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر  ،
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل وجگر....

 

 

 

پ.ن۱:این روزها بدجور دلتنگیم .....

بازی یم  صفر هیچ باختم !!

 

 

 

پ.ن۲:خداحافظ...

از این کلمه نفرت دارم ولی تو زندگیم خیلی تکرار میشه.

راست میگن هرچی بیشتر به آیندت فک کنی و نقشه بکشی

بر عکس میشه ، نقشه ی منم نقشه بر آب شد دیگه !!!

 

 

پ.ن۳:اجازه هست بروم ،
پرده از دو دویده ی دریا بردارم و
 از خیر این خواب بی گریه بگذرم ؟


خورشید امشب خوابش سنگین است .
 ماه را روی ساعت پنج و نیم صبح 
،
 کوک کرده بودم
 اما نمی دانم چرا
 هیچ اتفاقی نیفتاد .....

 

 

پ.ن۴: حرف آخر :

 

 

همه ی روزهای نرفته
 همین امروز است .
 همه ی روزهای رفته هم

همین امروز است .
شب که بیاید 
،
 شب مجبور است 
،
 تمام شکوفه های روشن شبتاب را
 باور کند....
حالا آوازی بخوان
می دانم این بادهای گرسنه
از چیدن بی هنگام نی زارها آمده اند 
،
 اما سرت را که بالا بگیری
 یک آسمان مروارید پرکنده آن بالاست.
 مهم نیست 
،
 آفتاب غایب باشد...!
رد پای کم رنگ همین پرنده تا پشت کوه 
،
 یعنی خیلی چیزها ....
چراغ را بالاتر بگیر....

 

 

 

 

خداحافظ تا ....

دوستی «تا» نداره، ولی خدافظی من «تا»داره ...

پس بر میگردم ......

 

 

TinyPic image

+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 10:4 PM توسط مهرنوش |


حالم خوب است
هنوز خواب می‌بينم
ابری می‌آيد
و مرا تا سرآغازِ روييدن ، بدرقه می‌کند..
تابستان که بيايد..
نمی‌دانم چندساله می‌شوم!!
اما صدای غريبی مرتب میگویدم
پس تو کی خواهی مُرد!؟
اما ....
........
.......
به کوری چشمِ کلاغ
عقاب ها هرگز نمیمیرند!!!!
پ.ن:چه امید عبثی بستم من به مترسک که بپاید سر جالیزم را ؛
بهتر آنست که خودبرخیزم .......

پ.ن۲:میخوام یه هیجان بزرگ
به زندگیم اضافه کنم...
شاید یه تصمیم.....
شایدیهi پرواز...
شاید یه ریسک....
>شاید یه دیوونگی ...
اصلا مهم نیست چی میشه،شاید ارزششو نداشته باشه
هرچی بشه ،میدونم پا به پام میای مگه نه ؟!

god can u leave me alone ?!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 0:21 AM توسط مهرنوش |

TinyPic image

 

ولی ....!!! چی میشه ........

اگه سبزه سبز نشه ؟

اون وقت چی میشه ؟

خب،اگه سبزه سبز نشه، شاید تو گریه کنی ،

و زمین از اشکای چشمت خیس بشه ،،

و مثل عشق تو و من ، سبزه دوباره سبز بشه ،
آره ، سبزه  دوباره سبز میشه ....!!
ولی          !!!    اگه دیگه دوسِت نداشته باشم ؟

اون وقت چی میشه ؟؟!!

 

 

پ.ن:    حرفی داری ؟  خوب بگو  !! گوشم با توِ....

نه ! نمیخواد چیزی بگی ...

خودم  از چشات میخونم .....!

 

پ.ن۲:  مهرنوش

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 0:31 AM توسط مهرنوش |

 

 

 

تموم شد ترانه

به پایان رسیدم

اگر گریه کردم

اگر دل بریدم

 

تموم شد ترانه

قلم رو شکستم  

به کنجی خزیدم

به ماتم نشستم

 

نوشتم سکوتو

صدا میشنیدی

به هر خط شکستم

تو گفتی ندیدی

 

میتونستی از تب

ترانه بسازی

دلی رو که بردی

دوباره ببازی

 

می تونستی ماهو

به خوابم بیاری

رو پیشونی شب

ستاره بذاری

 

اگر بی اجازه

تو شعرم نشستی

چرا دل بریدی؟

چرا دل نبستی؟

 

تموم شد ترانه

چشات غرق خوابه

سوال من از تو

هنوز بی جوابه ......

 

 

پ.ن:

 

چراغی در دست و چراغی در دلم

زَنگارِ روحم را صیقل میزنم ،

آینه ای در برابر آینه ات میگذارم

تا از تو، ابدیّتی  بسازم.....  

                          « شاملو»

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 2:22 PM توسط مهرنوش |

سلام بچه ها ..

همگی خوبین ؟!

بالاخره این امتاحانای مسخره تموم شد !!!!

مرسی منو  فراموش نکردین .....

 

 

 

آهــــــــــای مردم دنیـــــــا

گلــــــــه دارم گلـــــه دارم

من از عالم وآدم گلـــه دارم،گلـــــه دارم

آهــــای مردم دنیا ، آهــــای مردم دنیا

گلــــــه دارم گلــــــه دارم

من از دست خــــدا هم گله دارم...

شما که  حرمت عشقو  شکستین

کمر به کشــــتن عاطـــــفه بستین

شما که روی دل قیمــــــت گذاشتین

که حرمت عــــــشقـــو نگه نداشتین

آهـــــای مردم دنیا ، آهـــــای مردم دنیا

گلـــه دارم گلـــــه دارم

من از عالم و آدم گله دارم ، گله دارم

فریاد من شکایـــتِ

یه  روح بـی قرار ِ

روحی که خسته از همه

زخمی روزگــــــار ِ..

گلایه ی من از شما

حکایت خـــــــودم نیست...

برای من که از شما

سوختم و گــم شدم نیست...

اگه عشــــــــــــقــــی نباشه آدمی نیست

اگه آدم نباشه زنــــــــــدگــــــــی نیست

نپرس از من چه آمـــــد بر سر عــــــشــق ؟؟؟؟؟؟؟

جواب من به جز شــــرمـــــــــنـدگی نیست ...

گلـــــه دارم ، گلـــــه دارم ......

من از عالم وآدم گلــه دارم....

 

 

پ.ن:     اگه حرفای سادم برات گرون تــــــموم شد

           تو مثل من نسوختی من عمـــرم حروم شد

           ولی بازم حلالی اگرچه من شــکســــــــتم

          با این دل شکستم بازم من یکی هستم ....

                         مهرنوش..

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 12:41 PM توسط مهرنوش |

سلام حال همه خوبه

این آخرین آپمه تا بعد امتاحانام 

درس بخونید ...

مواظب خودتونم باشین ........

 

یه دل میگه نشم عاشق کس

یه دل میگه میمیرم بی نفس

یه دل میگه برمو و یه دلم میگه خو کن به هوس...

یه دل میگه پر رنگ و ریاســـــــت

یه دل میگه اینه رویای ماســـــــت

یه دل میگه بگمو و یه دلم میگه فردا ببار

یه دل میگه پر از عشـــــــــــــقم هنــــــــوز

یه دل میگه که بساز و بسوز

سر کن بی فــــــروغ ..

خو کـــــــن به دروغ ...

این عمــــــر دو روز ....

یک بوم دو هوا خستم به خدا

نمی خوامو و میخوام بشم از تو جدا

رویای عزیز تردید و گریـــز

بی عشق نمـــی تونم به خدا ...

سلطان قلبم بی تو ســـــرابم

آلوده ی فکر و ناجور وتردید

برگردو از من عشقی بنا کــــن

کانون روحم به عشق تو لرزید ....

 

***

 

تصمیمی گرفته ام

می خواهم به قبرم باز گردم.

میان شما جای منه ساده نیست.

نه من لیاقت دغل بازی های شما را دارم!!!

و نه شما ارزش صداقت من را دارید!!!

فقط      ..

تنها کاری نکرده باقی مانده......

سنگ قبرم را چه کسی روی سرم میگذارد؟

                                             مهرنوش 

 

پ.ن:

از این گریه چه میدونی نه دردمی نه درمونی..

به چه امید میخوای باشی که پیش دردام بمونی ؟!!!

 

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:44 AM توسط مهرنوش |

تصمیمی گرفته ام

می خواهم به قبرم باز گردم.

میان شما جای منه ساده نیست.

نه من لیاقت دغل بازی های شما را دارم!!!

و نه شما ارزش صداقت من را دارید!!!

فقط ..

تنها کاری نکرده باقی مانده......

سنگ قبرم را چه کسی روی سرم میگذارد؟

Home
Email
Night Skin